السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)
65
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)
المعمور همان مكانى است كه هر روز هفتاد هزار ملك پيرامون آن مىگردند و دگرباره بسوى آن باز نمىآيند . و ذات الهى آن بيت را محل توبهء اهل آسمانها قرار داد همچنانكه كعبه را منزلگه بازگشت انسانها گردانيد . در ادامه روايت بدين صورت پىگرفته مىشود : خداوند در سرشت آدم اخلاط چهارگانه را بيافريد . « سوداء » ، « خون » ، « صفراء » و « بلغم » . از ناحيهء سوداء صفاتى مانند دوستى زن ، آرزوهاى دراز و حرص و طمع و از ناحيه بلغم حب خوراكى و آشاميدنى ، علاقه به نيكى و مدارا و از ناحيه صفراء غريزهء غضب ، سفاهت ، شيطان صفتى ، سركشى و شتاب در كارها و بالاخره از طريق خون غرائزى مانند حب زن ، شهوت و لذت و ارتكاب گناه با محارم در انسان تجلى مىيابد . مراد از « ريح » در حديث فوق همان سوداء و يا نسيم و برودت جان و يا صفراء است و منظور از مرة صفراء و نيز سوداء مىباشد و تكرار حب زنان در حديث مذكور به جهت مجاورت اين دو عنصر معارض در غرايز است [ 1 ] از حضرت رضا ( ع ) نقل شده است كه : نقش نگين حضرت آدم ( ع ) جملهء « لا إله الا اللّه و محمد ( ص ) رسول اللّه » بود و به هنگام نزولش به پهنهء زمين نيز بر دست او مىدرخشيد . [ 2 ] حضرت رضا ( ع ) مىفرمايند : كنيه تمام بهشتيان همان كنيه آدم ابو البشر يعنى « ابو محمد » است تا كريمى باشد براى خاتم پيامبران [ 3 ] . حضرت صادق ( ع ) مىفرمايند : خداوند آدم را بدون پدر و مادر و عيسى را بدون پدر بيافريد تا دليل باشد بر قدرت الهى [ 4 ] خداوند در قرآن مىفرمايد : خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ [ 5 ] انسان از شتاب آفريده شده است چرا كه طبيعت او بدين صورت است و هنگاميكه خداوند روح را از سر انگشتان پاى آدم در او بدميد و آن روح به زانوان وى رسيد ، كوشش كرد از جاى برخيزد اما نتوانست و خداوند فرمود :
--> [ 1 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 36 و 37 [ 2 ] عيون الاخبار - ج 2 - ص 60 و امالى صدوق - ص 370 - لكن در امالى كلمه ( من الجنة ) يعنى قسمت آخر حديث ضبط نگرديده است . [ 3 ] نوار در راوندى - ص 143 - چاپ البلاغ [ 4 ] علل الشرايع - ص 15 و بحار - ج 11 - ص 108 [ 5 ] سورهء انبياء - آيهء 37